ایفدونا

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان هاي ميسترس و اسليو
 
داستان کوتاه: میسترس ساعتی و پسرک جرموفوب*! – حقارت
https://hegharat.wordpress.com/2017/…/mistress_and_germophobe/
Translate this page
Jul 2, 2017 – بعد از مدتها با یک داستان کوتاه در خدمتتون هستم٬ داستانی که همونطور که ازعنوانش … -میسترس روی سطح پای آدم باکتری های مختلفی زندگی میکنن که … میدونی من فکر میکنم تو کلا اشتباهی اسلیو شدی من برات فکرای دیگه‌ای دارم
مادرانه – قسمت ششم | داستانهای بی دی اس ام
https://irbdsmstory.wordpress.com/2014/09/16/مادرانه-قسمت-ششم/
Translate this page
Sep 16, 2014 – علی در حالیکه سرش پایین بود با قدم های آروم خودش رو جلوی مادرش رسوند بشین … حرف های علی نشان از تصمیم قاطع او داشت. … باید میسترس رها می شد.
داستان میسترس سحر2 | عاشقان بردگی برای خدای خود یعنی ارباب هستی
https://bardemistresshasti.wordpress.com/…/داستان-میسترس-سحر2/
Translate this page
Mar 16, 2008 – خوب میسترس هستی افتخار ویرایش و دادن و اینم قسمت دوم داستان! … این وبلاگ متعلق به میسترس هستی هست و در زمینه ی میسترس و اسلیو بحث میکنه!!! … چشم و اينا پرس شده بود به بالشتك هاي باسنم و خوابيدم با نفس هاي اون قلقلكم …
داستان WoMaN Over MaN | عشق قدرت، شوق خدمت (بانوان سلطه گر)
https://bardemistress3.wordpress.com/…/داستان-woman-over-man/
Translate this page
Dec 26, 2010 – من مستر(ميسترس)/اسليو/ ساب (دوميننت) هستم يا فتيشيست؟ … ما تو یکی از محله های طبقه متوسط بودیمو خونه ما طبقه اول یه آپارتمان 10 واحدی و یه …
داستان شکنجه گر | سمپادیا – شبکه سمپاد
www.sampadia.com › انجمن ها › زبان‌شناسی و ادبیات › نثر پارسی
Translate this page
May 31, 2010 – نوکش را به دستم زد و شروع کرد بچسب ریختن و چسباندن تکه های ماکارونی به جای جای بدنم . گرما و درد سوزناک و و حشتناکی به سرعت نور در تمام بدنم …

 







NS